سيد علاء الدين محمد گلستانه

277

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

صادق عليه السلام روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : كسى كه روزى خورَد و شكر كند ، ثواب او ، مثل ثواب كسى است كه روزه بدارد از براى رضاى الهى . و كسى كه خداى تعالى ، او را به عافيت بدارد و شكرِ عافيت به جا آورد ، ثواب او ، مثل كسى است كه به بليّه مبتلا باشد و صبر كند . و كسى كه به او عطايى كنند و شكر كند ، ثواب او ، مثل ثواب آن كسى است كه به او چيزى ندهند و قناعت كند . « 1 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : در تورات نوشته است كه : شكر كن كسى را كه انعامى به تو كند ، و انعام كن بر كسى كه شكرِ تو را « 2 » كند ؛ زيرا كه نعمت‌هاى الهى را زوالى نيست ، هرگاه شكر به جا آوردى ، و بقايى نيست مر آنها را ، هر گاه كفران كنى . شكر ، موجب زيادتىِ نعمت‌هاست و امان است از تغيّر و زوال . « 3 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : سه چيز است كه با وجود آنها ، چيزى ضرر نمىكند : دعا كردن در وقتى كه كسى به بليّه‌اى گرفتار « 4 » شود ، و استغفار كردن در وقت معصيت ، و شكر كردن در وقت نعمت . « 5 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : مردى از شما باشد كه يك شربت آب بخورد و بهشت ، او را واجب شود . بعد از آن فرمود كه : ظرف را بردارد و بر دهن گذارد و « بسم اللَّه » بگويد و بخورد . بعد از آن ، از دهن جدا كند با آن كه ميل داشته باشد « 6 » و حمد به جا آورد و باز بياشامد و از لب « 7 » جدا سازد و حمد كند ، و باز بياشامد و جدا سازد و حمد كند « 8 » . پس خداى تعالى ، از اين جهت ، بهشت را از براى او واجب مىسازد . « 9 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود كه : هر گاه نعمتى از نعمت‌هاى خداى - عزَّ و جلَّ - به ياد يكى از شما آيد ، بايد كه طرفِ روى خود را به جهت شكر الهى بر خاك بگذارد ، و اگر سوار باشد ، پايين آيد و طرفِ رو را بر خاك گذارد ، و اگر پايين نتواند آمد از ترس آن كه به زبان مردم افتد ، طرف رو را بر قربوس زين گذارد ، و اگر نتواند ، كفِ دست خود را بر طرف رو گذارد و حمد الهى بر آنچه به او انعام فرموده ، به جا آورد . « 10 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 94 ، ح 4 . ( 2 ) . الف و ج : - « را » . ( 3 ) . همان ، ص 94 ، ح 3 . ( 4 ) . ب : « مبتلا » . ( 5 ) . همان ، ص 95 ، ح 7 . ( 6 ) . الف : - « با آن كه ميل داشته باشد » . ( 7 ) . الف : - « از لب » . ( 8 ) . الف : - « و باز بياشامد و جدا سازد و حمد كند » . ( 9 ) . همان ، ص 96 و 97 ، ح 16 . ( 10 ) . همان ، ص 98 ، ح 25 .